ایده مدیریت مصرف مواد
- جمعیت پیشگامان پاک آسیا
- یادداشت ها

موضوع مواد اعم از تولید، قاچاق و مصرف آن از دیرباز موضوعی جدی برای جامعه و سیاستگذاران حوزه اجتماعی بوده و به همین دلیل وقت و سرمایه بسیاری برای مدیریت این مسئله به کار گرفته شده است. اما همانقدر که سیاستها و برنامهها در این زمینه تغییریافته و پیشرفت کرده است، موضوع مواد و نیروهای عملکننده در آن هم متقابلاً خود را با شرایط جدید وفق داده و به مرحله بالاتری از پیچیدگی رسانیدهاند.
ابتدا لازم است در خصوص ایده مدیریت مصرف مواد و پیشفرضهایی که وجود دارد و درست یا غلط بودن این ایده که هنوز بطور شفاف برنامه های آن مشخص نیست، این موضوع لازم است بعنوان یک سئوال اساسی که به ذهن هر فعال اجتماعی و کارشناس حوزه اعتیاد و عامه مردم متبادر می شود، شفاف و صریح پاسخ داده شود. اصلی ترین سئوال اینکه، نوع مواد مصرفی، نوع و دسته معتادان برای مدیریت مصرف، میزان دوز مصرفی، محل مصرف، نحوه تهیه مواد کنترل شده، نحوه تأمین اعتبارات مالی طرح، نحوه صدور مجوزهای لازم، ملاحظات قانونی، فقهی ، فرهنگی، اجتماعی، بینالمللی و …. در ارتباط با ایده مدیریت مصرف مواد به چه صورت خواهد بود.
مدافعان طرح مدیریت مصرف مواد، از توزیع کوپنی تریاک در زمان قبل از انقلاب یاد می کنند، صرف نظر از نقدهای گوناگون که بر ابعاد این ایده وارد است، منجمله عدم بررسی کارشناسانه دقیق و ابهامات زیاد نسبت به اجرای این ایده به ویژه؛ در خصوص تجارب گذشته و قبل از انقلاب در اجرای طرح توزیع کوپنی تریاک، آثار و نتایج آسیب زا و یا آثار مثبت مورد انتظار که در اجرای آن وجود داشته است، اما در این بین بحث دیگری نیز مطرح می باشد و اینکه در صورت تصویب این ایده، آیا سیستم موجود ظرفیت اجرای آنرا خواهد داشت؟
یکی از ابعاد این موضوع ابتدا به این اصل باز میگردد که آیا قرار است مواد جایگزین دارویی را وارد چرخه مصرف کرده و بجای وابستگی فرد به مخدرهای اعتیادی همچون تریاک، شیره و یا هروئین و شیشه ( متامفتامین)، داروهایی همچون شربت تریاک جایگزین شود؟ و یا نه فرضیه دیگر این است که
تریاک خام را از طریق سیستم تحت نظارت دولت و دستگاه های متولی به مصرف کننده اعطاء گردد؟ مشکلات اجرائی کردن این ایده هنگامی شفاف تر میگردد که بدانیم الزامات و امکانات و سازوکارهای نرم افزاری و سخت افزاری توزیعی، نظارتی و کنترلی به منظور عدم ریزش در شبکه غیرقانونی و یا سوء استفاده و سوء مصرف را می طلبد. البته بنظر می رسد، در تمامی این ابعاد و مولفه های مورد بحث مشکلات و چالش های بسیار جدی حاکم باشد.
از خطرات احتمالی در کشت و تولید تریاک در هر نقطه از جهان، ایجاد مشتری ثابت و دائمی در بازار جهانی است و نگرانی اینکه در اقصی نقاط دنیا هر مواد مخدری تولید شود، مصرف کننده خود را در جای دیگر از جهان پیدا می کند و وجود همین مشتری ثابت، انگیزه تولید را فراهم می کند که زمینه رونق بیشتر تجارت تریاک را به وجود میآورد. پول شویی و پنهان سازی و جاسازی سرمایه های نامشروع در اقتصاد کلان و تبدیل آن به اموال مشروع، عامل دیگری در توسعه اقتصاد گسترده تجارت قاچاق مواد مخدر می باشد، که از یک سو کشف فساد را دشوار می نماید و از سوی دیگر با تغییر چهره عواید به دست آمده و سرمایه گذاری در سایر ابعاد اقتصاد کشور موجب افزایش سود و سرمایه باندهای قاچاق خواهد شد.
در دهه اخیر به افراد خاصی مجوز تولید داروهای مخدر که پیش ساز عمده آنها تریاک است، داده شد و این افراد در حال حاضر مجوز انحصاری صادرات داروهای مخدر را دارند و بازار سیاه داخلی با داروهای صادراتی این شرکت ها که به داخل کشور قاچاق معکوس می شوند، پر شده است. به گواهی اطلاعات رسمی، این شرکت ها طی فقط چند ماه از سال به سود پیش بینی شده سالانه خود رسیده اند. این سود سرشار، عمدتاً با استفاده از پیش سازهای حاصل شده از کشفیات نیروی انتظامی برای آنان به دست آمده است. حال می توان تصور کرد (فرض محال، محال نیست) اگر پیش ساز خالص تر و با کیفیت حاصل از کشت داخلی در اختیار آنان قرار گیرد، اول، دغدغه ناشی از کمبود پیش ساز به دلیل اعمال محدودیت کشت خشخاش و در نتیجه کاهش تولید تریاک توسط افغانستان و لاجرم کاهش کشفیات، از بین می رود.
دوم، سود سرشار این شرکت ها به دلیل تولید داخلی، تضمین می شود.
سوم، کشاورزانی که مجوز کاشت دریافت می کنند، به دلیل قیمت مناسب و تضمینی خرید محصول، هیچگاه صحنه کشت را خالی نمی کنند. و درنهایت، به دلیل رسمیت دادن به کشت خشخاش ( از هر گونه گیاهی و برای مثال گونه الیفرا) ، درآمدهای مالیاتی دولت افزایش پیدا می کند و به این شکل، دیگر نظرات علمی و فنی، اجتماعی و فرهنگی در این چرخه، هرگز نمی تواند مانع چنین بازار صدها میلیون دلاری باشد.
در کل به نظر میرسد، مدل نظری خاصی در حوزه مواد مخدر برای کنترل و مهار اعتیاد در کشور وجود ندارد و همین مسئله باعث شده است که چندگانگی در سیاستگذاریها ایجاد شود. از یک جهت ایده توسعه و تقویت اردوگاه های نگهداری اجباری چند هزارنفری معتادان مطرح است و از جهت دیگر ایده مدیریت مصرف مواد برای تحقق برنامه های کاهش آسیب اعتیاد مطرح می شود. پس از گذشت سال ها هنوز یک مدل نظری مشخص که بتواند وضعیت موجود را بر اساس گذشته تبیین کند یا بتواند عوامل مؤثر بر تغییرات ایجاد شده را تعیین کند، وجود ندارد. بدون تردید، اگر از یک مدل نظری مشخص و تعریف شده برای تبیین وضعیت اعتیاد در کشور استفاده شده بود و اقدامات انجام شده بر اساس یک یا چند مدل نظری مشخص بنا شده بود، اکنون این امکان وجود داشت که معلوم شود به چه دلایلی امروز وضعیت اعتیاد در کشور در شرایطی قرار گرفته است که سیاست گذاران حوزه مواد مخدر دچار چندگانگی در سیاست گذاری شده اند و در نهایت به این نتیجه رسیده اند که طرح مدیریت مصرف مواد مناسب ترین راهبرد برای کاهش آسیب اعتیاد در کشور می باشد. در پایان تأکید میشود، برای طراحی و اجرای ایده مدیریت مصرف مواد که متناسب با نیازهای کشور باشد، قطعا لازم است در این زمینه محاسبات دقیق و پژوهش های مستمر انجام شود.