منو

جمعه, 20 تیر 1399 - Fri 07 10 2020

A+ A A-

پیام ما

ردپاي اعتياد را در برزخ (من كيستم ) جستجو كنيم

از آن زمانيكه خودم را بياد مي آورم ، هميشه پدر ومادرم ، معلم ، استاد ،كارفرما و اكثريت بزرگترها و هر كدام با شيوه و رفتار خاص خودشان سعي داشتند من كسي بشوم . در اين خصوص , هزينه ها , مشكلات ، حسرت ها ، تحقیر ها و ترس هاي زيادي هم متحمل شدم . بعلاوه و بكرات نيز  تجربه كرده بودم، چنانچه در مقابل خواست و اراده آ نهايي كه سعي داشتند من كسي بشوم، مقاومت جدي از خودم نشان مي دادم ، مشكلات عديده اي چون تنبيه ، محروميت ، تكذيب ، طرد و غيره بر من تحميل مي شد .

واقعيت اين بود ، من احساس مي كردم مجبورم كسي بشوم. كسي بهتر ، برجسته تر، و ايده آل تر از اينكه هستم .ترازوي تشخيص هم مقايسه بود ، مقايسه با كسي بهتر، كسي برجسته تر و كسي ايده آل تر. هميشه اين سوال در ذهنم نقش مي بست و هيچگاه جوابي قانع كننده برايش پيدا نمي كردم . چرا من بايد آن كسي بشوم كه ديگران دوست دارند . چرا من بايد كامل تر ، شجاع تر ، فهيم تر و متشخص تر از اينكه هستم ، بشوم .تصور ميكردم هميشه به ديگران و جامعه يك شخصيت كامل و بي عيب و نقص بدهكار هستم .

احساس ميكردم هميشه يك هويت موقتي دارم كه  هرآن مجبورم تغيير كنم و كس ديگري بشوم. هميشه در روياهايم در جستجوي مكاني، محيطي و اجتماعي بودم تا مرا بخاطر آنچه كه هستم  بپذيرند ، تا بتوانم احساس امنيت و ابراز وجود كنم. نمي دانم كسي حرف مرا مي شنيد يا خير . آري ، پدر، مادر، معلم ، استاد وهمه آنانی كه مي خواهيد جهان و ديگران را مطابق آمال و آرزوها و عقاید و باورهای خودتان تغيير دهيد؛ باور كنيد، من هستم ، من مي خواهم باشم و من بايد باشم ، عاقبت به جايي رسيدم كه مجبور شدم به هر طريق ممکن کسی باشم و ابراز وجود كنم . آي مردم ، من دیگركسي هستم و می خواهم ابراز وجود كنم . من با شما تفاوت دارم ، پس كسي هستم . من شما را قبول ندارم ، پس كسي هستم . من با مدل هاي روز زندگی مي كنم ،پس كسي هستم . سيگار مي كشم ، پس كسي هستم. عرف ستيزي مي كنم ، پس كسي هستم .خلاف مي كنم ، پس كسي هستم. اما كسي شدم ، متفاوت از آنچه بودم و آنچه مي خواستم بشوم و آنچه ديگران مي خواستند بشوم.

هيچ معتادي هنگام اولين بار مصرف موادمخدر، قصد معتاد شدن را نداشته است . معمولاً، هر معتادي هنگام مصرف مواد تصورش اين بوده است كه، من معتاد نخواهم شد  . من تصمیم ندارم هر روز مواد مصرف كنم. من فقط گاهي اوقات می خواهم مصرف كنم .برخي مي گويند من معتاد نمي شوم ، چون مي دانم چگونه بايد رفتار كنم تا معتاد نشوم .

بسياري از مردم به اشتباه فكر مي كنند كه، اعتياد به مقدار ، مدت ، دفعات مصرف ، نوع ماده مخدر و الگوي مصرف آنها بستگي دارد . اگر چه اينها عوامل مهمي هستند ، اما اعتياد را مي توان نوعي بيماري پيش رونده و مزمن دانست كه ، زمينه هاي اصلي بروز اين بيماري را  حالت خاصي به نام هم وابستگي بوجود مي آورد . اين حالت با علائمي چون وابستگي به كسي يا محيطي  به يك رفتار يا ايده و يا ماده، اعم از مخدر و يا غير مخدر قابل تشخيص و شناسايي است  . افراد هم وابسته هميشه سعي مي كند با وابستگي و چسبندگي به غير از خود، احساس ارزش ، تعلق و رضايت مندي را در خود به وجود آورند . اين افراد به مرور زمان گرفتار شيوة خاصي از زندگي مي شوند كه درآن وابستگي به چيزي خارج از وجود خودشان تعيين كنندة هويت و تأييديه موجوديتشان است . گرچه فرد معتاد 30 ساله است ، ولي از نظر كاكردهاي عاطفی همانند نوجواني 10 ساله به نظر مي رسد زيرا، اكثريت معتادان قبل از اينكه كودكي را تجربه نمايند  مجبور شده اند نقش يك بزرگسال را ايفا كنند. چرا كه جامعه و خانواده فرصت خود بودن ، خود شکوفایی و خود باوري را به او نداده اند و او نيز در قلعه وابستگي كودكانه باقي مانده و نسبت به دنياي بيرون از خود و نا شناخته ها احساس ترس ، خود كم بيني و عدم قدرت براي ابراز وجود مي كند .طبيعتاً براي رهايي از اين حصار تنگ وابستگی کودکانه و رويارويي با واقعيت هاي دنياي پيرامون خود ، شخص نياز به نيروي كمكي براي احساس قدرت و ابراز وجود و تعامل با محيط دارد و در نهايت مجبور مي شود به چيزي متكي و وابسته شود . من هم به عنوان يك فرد معتاد، درد تنهائي ، فقر ،ناتواني ، ظلمت ،  تاريكي و بدبختي هاي اعتياد را سال هاي دراز  تجربه كرده ام و آنچه را كه به ذهنم خطور مي كرد و به فكرم مي رسيد، براي كنترل یا قطع مصرف و رهائي از آن انجام مي دادم . ليكن ، هميشه چاره انديشي هايم چند روزي يا چند هفته اي بيشتر دوام نمي يافت ، معمولا سعي مي كردم ماده مصرفيم را عوض كنم ، چون فكر  مي كردم ، مشكل من فقط مصرف مواد بخصوصي است ، حتي تلاش مي كردم مصرفم را محدود به اوقات خاص يا مكان هاي به خصوص نمايم . اما اين راهكارها نيز غالبا چند روز يا چند هفته اي  بيشتر دوام نداشت . در بعضي از مراحل زندگي  چنان دچار آشفتگي و سردرگمي مي شدم  كه، قسم مي خوردم و عهد مي بستم كه ، ديگر هيچگونه ماده مخدري مصرف نكنم . براي اين كار اغلب دست به دامان دكتر، دارو، عطاری و غیره مي شدم ، ليكن اين تدبيرها نيز چند هفته يا چند ماه بيشتر كارساز نبود . گاهي  تصميم  مي گرفتم با شيوه هاي خاصي زندگي كنم، شايد از اين طريق بتوانم خودم را از بند اعتياد رها كنم . اما اين راهكار ها نيز چند ماهي بيشتر اثر نداشت .

صادقانه بگويم ، نمي توانستم در مقابل فكر و وسوسة مواد مخدر، مقاومتي جدي ، پايدار و مستمر داشته باشم . هميشه در موقعيت هاي بخصوصي و در شرايط خاصي ، با انديشه و باور اينكه ، اين دفعه قادر خواهم بود همين يك بار را مصرف كنم ، باز هم به دور تسلسل تجربيات تلخ گذشته غوطه ور مي شدم . بالاخره كارم به انزوا ، تنهايي و خانه بدوشي رسيد ، ديگر هيچگونه لذتي از مصرف مواد حاصلم نمي شد . نشئگي برايم معنايي نداشت . فقط جنبه اجبار به مصرف و نياز به مصرف بيشتر امري اجتناب ناپذير براي زنده ماندنم  شده بود .

در حقیقت ديگر زندگي نمي كردم و تنها زنده بودم و شايد هم اداي زنده ها را در مي آوردم و هرگز قادر نبودم خودم را از اين مهلكه نجات دهم . تمام شواهد زندگي ام تأييد كننده اين نكته بود، من نه تنها در مدیدیت مصرف و کنترل آن دچار مشكل شده بودم ، بلكه ، در مقابل مسايل و مشكلات زندگي نيز خيلي كم طاقت و  زود رنج شده بودم و قادر به تصميم گيري و عكس العمل هاي منطقي و عقلانی در مقابل واقعيت هاي زندگي نبودم .  خيلي زود عصباني مي شدم ، گويي نشاط ،  شادي و احساس رضايت را اصلاً تجربه نكرده ام و با اين حالات خوب انساني آشنائي ندارم ، شديدا دچار احساس نفرت از خودم و ديگران شده بودم . علي رغم ميل باطني ام دست به اعمال و رفتارهايي مي زدم كه،  مرا دچار احساس گناه و سرزنش از خودم مي كرد . هميشه از نگاه ديگران وحشت داشتم . آنچه را كه هيچ وقت به ذهنم خطور نمي كرد ، كه من هم زماني مرتكب اعمال و رفتارهای  زشت و ناپسند شوم ، در نهايت و بر اساس نياز  اجباري به مصرف مواد مخدر و علي رغم ميل باطنيم ، مجبور به انجامش مي شدم و از اين بابت شديدا دچار احساس شرم و گناه مي شدم . در كليت وجودم چنان بي ثبات و دچار اختلال و آشفتگي شده بودم، كه ديگر نه تنها به ديگران ، بلكه به خودم نيزدروغ مي گفتم و با تحريف واقعيت ها سعي بر حفظ تعادل روحي ، عاطفي و رواني مي كردم و اعتیادم را به هزار گونه توجيه و خودم را تبرئه مي نمودم . با پاي خودم  به مراكز درمان اجباری و حتی زندان رفته و عاجزانه تقاضاي ماندن در آنجا را می کردم . همان مكان هايي كه يك روز با شنيدن نام آنها احساس ترس و وحشت ميكردم . حالا اين عمل برايم شيوه اي جهت نجات از آن وضعيت آشوبناك و مهلك شده بود. بالاخره زندان تبديل به بيمارستان و تيمارستان شد ، چند بار هم سايه سنگين مرگ را بر بالين خود احساس كردم . ليكن ، باز هم مصرف مي كردم . همة زندگي ، حصار امنيتي و حريم شخصيتي من ، با مواد و كلمه معتاد تعريف مي شد و بدون اينها هويتي نداشتم . ليكن باز هم مصرف مي كردم . اگر باور و اعتقاد به روز جزا و ترس از عقوبت و كيفر را نداشتم ، چقدر زيبا بود برايم مرگ و آسوده خفتن بدون نياز به مصرف موادمخدر ، تنها فريادم درسرداب هستي هميشه اين مرثيه بود : خدايا ! چرا توانايي رها شدن از اين مهلكه را ندارم ، مگر انسان فطرتاً گرايش به شرايط بهتر ، رفاه و آرامش را ندارد . خدايا ! اگر انگيزه بقاء در وجودم مرده است ، پس چرا از مرگ ترس دارم ؟

خدايا ! چرا حق انتخاب براي خوب زندگي كردن و خوب زيستن را از دست داده ام .

خدايا ! اراده ام سلب شده و توانمندي هايم از دست رفته است.

خدايا ! اگر غريزه لذت جويي در من طغيان كرده ، اين بهاي سنگين كه پرداخت مي كنم ، واقعيتي جز درد ، ذلت و اندوه ندارد .

خدايا ! مي خواهم زنده باشم و در كنار ديگران موجوديت و هويت انساني داشته باشم ، چه دوراني دردناك و كشنده ! در عجز و ناتواني، همسفر با سياهي شب هاي نا اميدي ، دعا کردم ، ناله كردم و فرياد كشيدم ، ليك با طلوع آفتاب باز هم مصرف مي كردم .

 خدايا، اگر واقعيت ها بيانگر آن است ، كه من در جدال و نبرد با ديو پليد اعتياد قدرت رویارویی و پیروزی ندارم ، پس در اين لحظة اندوهناك كه درد تنهائي و ترس همة وجودم را فرا گرفته است، صدایم را از قعر چاه ظلمت بشنو .

اي خدايي كه يوسف را از چاه ظلمت به عزيزي رساندي .

اي خدايي كه يونس را در دل ماهي به ساحل نجات رساندي . ديگر جسم رنجور و نحيفم طاقت اين بار سنگين را ندارد . تير هاي
زهرآگين نگاه هاي مردم قلبم را دريده ، در اين واپسين نفس هايم كوله بار سنگيني را كه با خود حمل مي كنم،  از دوشم برگير ، رهايم كن و آخرين زمزمه هايم را گوش فرا ده .

 خدايا، من ديگر قادر به ادامه اين وضعيت اسفبار نيستم . خدايا  سرمايه هاي وجوديم ابزاري است كه تو براي آدم بودن عطايم كردي . جسم ، روح ، اراده ، تفكر ، احساسات ، بينش ، عواطف و جهان بيني ام در دام نيرويي ويرانگر و مخرب اسير شده اند .

خدايا ، ترس در همه وجودم ريشه دوانده و براي مقابله و ستيز با اين وضعيت دردناك و كشنده ، تنها ابزاري كه برايم باقي مانده ، نيروي سركش و طغيانگري است كه ته مانده هاي وجودم را نيز ميدان تاخت و تاز خود قرار داده  و آخرين تار و پودم را از جهان واقعيات جدا مي كند و من در جدال با اين نيروي مخرب و کشنده عاجز و درمانده ام


هيچگاه به تبليغات سوء قاچاقچيان در خصوص مواد روانگردان مبني بر اينكه اعتياد اور نيستند، شادي آورند و حافظه را تقويت ميكنند توجه نكنيد.
• نوجوان عزيز: مصرف موادمخدر و روانگردانها را حتي يكبار هم تجربه نكن !
• آيا ميدانيد: آسيبهاي مغزي ناشي از مصرف مواد صنعتي و شيميايي همچون شيشـه جبـرانناپـذير است؟
• والدين گرامي: درباره اعتياد و خطرهاي آن آموزشهاي لازم را كسب آنگـاه صـريح و بـي پـرده بـا نوجوان خود متناسب با سن تقويمي، شخصيتي و عقلي او حرف بزنيد.
• اعتياد پشت در خانه ماست، فرزند ما نيز در معرض خطر است. در اين باره بيشتر فكر كنيد.
• گفته يك معتاد: اصلاً فكر نمي كردم با يكبار مصرف مواد به وضعيت نابسامان شخصـيتي،اجتماعي و
اقتصادي برسم.
• موادمخدر و روانگردانها با نامهاي مختلف و در اماكن متفاوت به اشخاص عرضه ميشـود. هوشـيار باشيم!
• والدين گرامي: تا اين لحظه براي پيشگيري از اعتياد فرزندان خود چه برنامههايي را انجام دادهايد؟
• به خاطر بسپاريم : مصرف نكردن مواد بسيار آسانتر از ترك آن است.
• والدين گرامي: بسياري از نوجوانان اعتياد را در منزل دوستانشان آغاز نمودهانـد. آيـا فكـر كـردهايـد.
فرزند شما اكنون كجاست؟ چهكار ميكند و با چه كسي است؟
• اغلب معتادان مواد را نخستين بار در جمع دوستان مصرف كردهاند؟ دوستان فرزندانتان را بشناسيد.

 


 

یک روانشناس با بیان اینکه باید از اعتیاد علیه اعتیاد استفاده کنیم، گفت: این شیوه بهترین راهکار برای رویکرد اجتماعی کردن مبارزه با مواد مخدر است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پیشگیری نوین از خبرگزاری شبستان، سیدجلال یونسی با اشاره به رویکرد اجتماعی کردن مبارزه با مواد مخدر، اظهار کرد: بهترین راهکار تحقیقی است که ما در سال 2004 میلادی انجام دادیم. این تحقیق از این قرار بود که ما از خود معتادان برای آگاهی بخشی به جامعه و جوانان استفاده کردیم یعنی تحقیقی تحت عنوان اعتیاد علیه اعتیاد بود.

 

وی افزود: شیوه تحقیق ما به این صورت بود که ما از افراد معتاد و خانواده های آنها درخواست کردیم که برای آگاهی دانش آموزان از تبعات مواد مخدر به مدارس بروند و در مورد این مسائل با آنها صحبت کنند و دانش آموزان نیز از آنها سوال می کردند.

 

یونسی با بیان اینکه برای آگاهی بخشی به جامعه باید از معتادان و خانواده های آنها استفاده کرد، تصریح کرد: ما باید از اعتیاد علیه اعتیاد استفاده کنیم نه از عوامل خارجی اعتیاد و شیوه های سنتی آن، چون تجربه نشان داده است شیوه های سنتی کارساز نیستند.

 

وی با بیان اینکه ما برای نخستین بار این روش را در کشور اجرا کردیم ولی متاسفانه به دلیل مشکل بودجه شهرداری تورنتو کانادا دو ماه جلوتر از ما آن را اجرا کرد، افزود: به این دلیل کار اجرایی ما به تأخیر افتاد و بعد متوجه شدیم آن دیدی که ما نسبت به حل معضل اعتیاد در جامعه داشتیم، آنها نیز همین نظر را داشتند. بنابراین استفاده از اعتیاد علیه اعتیاد مهمترین راه مبارزه با مواد مخدر در جامعه است.

 

این روانشناس خاطر نشان کرد: تحقیقی که با این روش بر روی بیش از هزار دانش آموز انجام دادیم، جواب بسیار خوبی داد و تأثیر مثبتی بر نگرش منفی آنها به اعتیاد گذاشته بود.

 

وی با اشاره به اینکه روش اعتیاد علیه اعتیاد باید در صدا و سیما، مدارس، فرهنگسراها و حتی مساجد بکارگیری شود، اظهار کرد: به اعتقاد بنده این روش موفق ترین شیوه در راستای مبارزه با مواد مخدر در جامعه است.

 

یونسی در پاسخ به این سوال که چرا با وجود این همه اقدامات در راستای آگاهی بخشی به جامعه باز هم استفاده از مواد مخدر در کشور بالاست، تصریح کرد: ما باید این موضوع را مدنظر داشته باشیم که کشور ما محل ترانزیت و ترافیک مواد مخدر به کشورها است و ما بزرگترین مرز را با کشور افغانستان داریم که بزرگترین تولیدکننده مواد مخدر در جهان است، این امر یکی از دلایل مهم است.

 

وی با بیان اینکه افغانستان بزرگترین تولیدکننده مواد مخدر در جهان است ولی کمترین معتاد را دارد، تصریح کرد: ایران قربانی نرفتن مواد مخدر از کشورمان به کشورهای اروپایی است. به همین دلیل بیشترین مواد مخدر وارد کشور ما می شود و میزان اندکی از آن به کشورهای اروپایی صادر می شود.

 

یونسی بر لزوم آگاهی بخشی به جامعه تأکید کرد و افزود: آموزش و پرورش باید دانش آموزانی را که از نظر شخصیتی به دنبال حساسیت و هیجان خواهی بالایی هستند را شناسایی و قبل از اینکه به سراغ مواد مخدر بروند، آگاهی دهد.

 

 


مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید