منو

جمعه, 20 تیر 1399 - Fri 07 10 2020

A+ A A-

تست

بنیاد بهسا

رویکرد منطقی و هوشمندانه به تحقق اهداف رویکرد اجتماعی کردن برنامه های ملی مهار و کنترل اعتیاد در کشور ضرورتا باید معطوف به مشارکت های داوطلبانه مردمی و شبکه های اجتماعی باشد و پیش نیاز اجتماعی کردن ، نهادینه سازی و فرهنگ سازی عمومی است . اعتقاد بر این است که سازمان های مردم نهاد می توانند نقش موثری در نهادینه کردن مشارکت های مردمی در حوزه های پیشگیری ، درمان ، کاهش آسیب و حمایت های اجتماعی داشته باشند.

با عنایت به گسترش و توسعه کمی و کیفی سازمان های مردم نهاد طی چند سال اخیر در حوزه های پیشگیری ، درمان و کاهش آسیب ، شاید بتوان گفت که در سازماندهی و بسیج امکانات و استفاده مطلوب از همه منابع و ظرفیت های بالقوه و بالفعل سازمان های مردم نهاد مبتنی بر ضرورت و نیاز امروز جامعه در ارتباط با مسئله اعتیاد و موادمخدر، گام موثر و قابل قبولی در راستای تحقق اهداف برداشته نشده است .

از موانع جدی در سازماندهی و بسیج امکانات و استفاده حداکثری از توان و ظرفیت سازمان های مردم نهاد ، عملکرد سلیقه ای ، تمرکزگرایی و بخشی نگری در برخورد و ارتباط با سازمان های مردم نهاد می باشد. بدیهی است ، نوع و شیوه برخورد با سازمان های مردم نهاد بشکل سلیقه ای و گزینشی ، گذشته از اینکه بخشی از منابع و ظرفیت های مردمی فرصت حضور جدی و مشارکت فعالانه را پیدا نخواهند کرد بلکه ، زمینه بدبینی و دیوار بی اعتمادی را نسبت به عملکرد سلیقه ای در توزیع عادلانه منابع ، فرصت ها و امکانات بوجود خواهد آورد.

در واقع عرصه فعالیت سازمان های مردم نهاد باید از بخشی نگری و اعمال سلایق شخصی و انحصارگرایی و برخوردهای گزینشی که از موانع جدی در امر گسترش و توسعه مشارکت های مردمی محسوب می شود ، بدور باشد .

به اعتقاد ما عمده ترین گزینه مطلوب برای بهره مندی از ظرفیت و فرصت و توان سازمان های مردم نهاد ، تکیه بر ظرفیت و توانمندی کلیه سازمان های مردم نهاد آنهم بشکل متوازن و غیر انحصاری و بر پایه میزان انگیزش، تعهد و تخصص و ظرفیت آنان می باشد.

سازمان های مردم نهاد فعال در حوزه اعتیاد و موادمخدر با مشکلات درون سازمانی نیز مواجه هستند که لزوم توجه به توانمندسازی این سازمان ها را ضروری میسازد.  ازجمله این مشکلات میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:

   

 - ارتباط ناکافی با قشرهای مخاطب

- به کارگیری مدیریت غیر مشارکتی و قائم بفرد که باعث انفعال اعضا میشود

- نداشتن برنامه ریزی بلند مدت

- نبود دسترسی به اطلاعات

- نداشتن مرکز تجمع ثابت

- نبود ارتباط فعال بین سایر سازمان های مردم نهاد

- فقدان کارگاه های آموزش مدیریت

- نبودن نظام پایش فعالیت های این سازمان ها

 


هیئت موسسین بنیاد بهسا شامل مدیران عامل سازمان های مردم نهاد فعال در حوزه مراکز بهبودی اقامتی می باشد که این تشکل ها دارای شخصیت حقوقی و شماره ثبت قانونی هستند و عملا در حال فعالیت می باشند:

1)  جمعیت خیریه امیدی دیگر( ملی )

2)  پیشگامان پاک آسیا ( ملی )

3)  راهی بسوی نور ( ملی )

4)  جمعیت عاشقان حیات تازه استان گلستان

5)  جمعیت رویش دیگر استان اصفهان

6)  جمعیت پیشگامان رهایی استان اصفهان

7)  موسسه بهبودی پرهیزمدار معنوی استان تهران

8)  موسسه راهیان اشراق پاک استان تهران

9)  موسسه بهبودی صاحب الزمان استان مازندران

10)  موسسه عطش برای بهبودی استان تهران

11)  موسسه دهکده ارامش استان همدان

12)  پیشگامان سفر امید استان لرستان

13)  موسسه زندگی دوباره استان چهارمحال و بختیاری

14)  موسسه شکوفاگران پاک اندیش استان گلستان

15)  موسسه ستایش ایمان استان بندر انزلی و ....

بنیاد بهسا در جهت ایجاد زمینه همکاری ، همگرایی ، توانمند سازی و ارتقای کمی و کیفی سطح خدمات و فعالیت تشکل های عضو ، بر اساس اهداف و سیاست های تعریف شده در اساسنامه اقدام به برگزاری نشست ، سمینار ، جلسات هم اندیشی و کارگاه های آموزشی در سطح استان ها می نماید.

توضیح : لازم به ذکر است ، بنیاد بهسا در سال گذشته موفق به کسب موافقت کمیسیون عالی ماده 26 شده است  و در شرف ثبت قانونی و سیر مراحل اداری مربوطه می باشد. 


1 ) کمک به توانمند سازی و ظرفیت سازی و ارتقاء بخشی فعالیت سازمان های مردم نهاد حوزه اعتیاد که با مشارکت گروه های همتا تاسیس و در حال فعالیت می باشند .

2 ) تلاش در جهت تحقق استراتژی اجتماعی کردن کاهش بار اعتیاد در کشور ( پیشگیری – درمان – کاهش آسیب و صیانت از بهبودیافتگان و خانواده های آنان

 


 

  1. مطالعه و بررسی مسائل و مشکلات مختلف  قانونی – حقوقی و حرفه ای تشکل های عضو و ارائه  نظرات ، پیشنهادات و طرح های لازم به مقامات و مسئولین ذیربط به منظور پیگیری این مسائل و تامین حمایت های لازم از اعضا.

2.ایجاد ارتباط و همکاری علمی و تخصصی با مجامع حرفه ای و علمی داخل و خارج از کشور از طریق برگزاری و شرکت در کنفرانس ها، سمینارها، سخنرانی ها، چاپ و انتشار کتب، مقالات و مجلات و نظایر آن.

3.ارائه پیشنهادات به دستگاه های متولی ، موسسات غیردولتی ، اشخاص حقیقی و حقوقی به منظور کمک به سرمایه گذاری در جهت حمایت اجتماعی از معتادان بهبودیافته و خانواده های آنان .

  1. طراحی و ايجاد بانک اطلاعاتی مراکز عضو

5.سازماندهی، مديريت، سيستم ها و ارتباطات بنیاد بهسا.

  1. ارائه مشورت و راهنمایی های تخصصی به تشکل های عضو.

7.ایجاد سازوکار جهت روبط همکاری اعضای بنیاد بهسا با یکدیگر

8.حمایت ، هدایت و نظارت بر فعالیت مراکز بهبودی اقامتی عضو

  1. حضور و مشارکت فعال در طراحی و اصلاح دستورالعمل های اجرایی و پروتکل های درمانی و تعرفه پذیرش بیمار.

10.ارتباط با دستگاه های متولی جهت پرداختن به جنبه های قانونی ، صنفی و حرفه ای تشکل های عضو

11.طراحی و تدوین و تهیه منابع آموزشی جهت ارتقاء دانش و تجربه مدیران و کارکنان تشکل های عضو

12.برگزاری گردهمایی های علمی و صنفی و دوره های آموزشی و بازآموزی برای تشکل های عضو.

13.بررسی و تعیین راهکارهای علمی و تجربی جهت ارتقاء کیفی سطح خدمات مراکز بهبودی اقامتی میان مدت عضو.

14.بررسی نقاط ضعف و قوت و پایش و ارزشیابی خدمات تشکل های ضو  .

 


بنیاد بهسا در حاشیه برگزاری هر نشست در سطح استان ها ، همچنین یک کارگاه 2 روزه به منظور آموزش مدیران و کارکنان مراکز بهبودی اقامتی  (دارای مجوز فعالیت از سازمان بهزیستی ) در سطح استان و با هدف ارتقاء سطح دانش و تجربه کارکنان مربوطه بشکل علمی برگزار می کند.

1 - طول دوره : 12 ساعت

2 - ساختار دوره آموزشی : 2 روز جلسات 6 ساعته ( کلاس و کارگاه )

3 - اهداف آموزشی

شرکت کنندگان باید بتوانند بعد از طی دوره ، ارتباط درمانی مناسب / محترمانه / منطقی / علمی / بهداشتی با بیمار و خانواده های آنان برقرار کنند به صورتی که منجر به ارتقاء کیفی سطح خدمات در مرکز و افزایش نرخ مانایی درمان و کاهش نرخ انصراف از درمان گردد.

 

4 - محتوای آموزشی

  •      مراکز مجاز درمان در کشور
  •       تعریف کاهش آسیب        روش های سم زدایی        تئوری های روش بهبودی پرهیزمدار گروه همتا        مداخله - مشاوره و آماده سازی        پیگیری درمان        بازآموزی و بروز رسانی        شیوه نگارش نامه اداری
  •  
  •         مستندسازی و گزارش نویسی
  •         آشنایی با انواع مواد مخدر و محرک
  •         پذیرش - اقامت - ترخیص
  •         مددکاری اجتماعی
  •         انواع مدل های اقامتی
  •         شیوه های درمان اعتیاد

 

 


بنیاد بهسا تا کنون پنج نشست در استان های تهران – مازندران – لرستان - اصفهان و با حضور تعدادی از مدیران و کارشناسان ذیربط از ستاد مبارزه با مواد مخدر و سازمان بهزیستی و شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر استان ها برگزار کرده است . 

 

 

 

نقش ماده ی 66 قانون آئین دادرسی کیفری در توسعه و ارتقاء حقوق بشر

(نقش ماده ی 66 قانون آئین دادرسی کیفری در توسعه و ارتقاء حقوق بشر)

محمّـدرضا خراطی کارشناسی ارشد، حقوق بشر، دانشگاه مفید

چكيده: امروزه سازمانهای غیر دولتی از جمله سازوکارهای حقوق بشری هستند که در نظام بین الملل حقوق بشر برای شکل گیری جامعه ای مدنی و نیز در روند دموکراسیزاسیون دولتها نقش چشمگیری دارند. تحقق حقوق شهروندی با بهره گیری از سازوکار سازمان های مردم نهاد، نیازمند استقلال این تشکل ها می باشد. شیوه ی تاسیس، نظارت و جایگاه این تشکلهای مدنی خود نشان دهنده ی میزان استقلال آنها می باشد. یکی از نوآوری های قانون آئین دادرسی کیفری جدید موضوع سازمانهای مردم نهاد می باشد که قانونگذار با شناسایی این تشکل های مدنی در ماده ی 66؛ به نقش و اهمیت این نهادها در توسعه و حمایت حقوق بشر پی برده است.

واژگان کلیدی: سازمانهای مردم نهاد، جامعه مدنی، حقوق بشر، قانون آئین دادرسی کیفری

 

یکی از مهمترین سازوکارهایی که در شکل گیری جامعه ی مدنی نقش موثر و فراگیری دارد، نهادها و تشکلهای غیر دولتی است. سازمانهای غیر دولتی(NGO) همانطور که از نام آنها پیداست؛ تشکیلاتی هستند که توسط مردم و بصورت خصوصی به موازات دولت ها در جوامع شکل گرفته اند. این سازمان ها به صورت غیر انتفاعی و عام المنفعه در حوزه های حقوق بشری چون حقوق زنان، حقوق شهروندی و حقوق محیط زیست و ... مشغول به فعالیت هستند. نقش سازمانهای غیردولتی در سیر تکامل نهادها و هنجارهای حقوق بشر که طی چند دهه ی اخیر جریان داشته، چشمگیر است. همچنین این نهادها از جمله نخستین سازوکارهایی بشمار می روند که اصول و حقوق اعلامیه ی جهانی را بطور گسترده ترویج کرده اند و به نوعی افکار عمومی را از پیشرفت های احتمالی و دستاوردهای مثبت و موانع پیش رو آگاه ساخته اند.  این سازمانها به عنوان بستری برای جلب و هدایت مشارکت مردمی و نیز مجرایی برای نهادینه ساختن این مشارکتها، سهم بزرگی در حوزه توسعه و ارتقاء حقوق جهانی بشر دارند. هرچند دولت ها بعد از جنگ دوم جهانی، این سازمانها را رقبای خود می دانستند و رویکرد مثبتی به آن نداشتند. اما به تدریج این تفکر غالب گردید که سازمانهای مردم نهاد می توانند در توسعه ی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در عرصه های داخلی و بین المللی به عنوان عنصری مکمل فعالیت کنند و در جهت اعتلای حقوق انسان ها و شکل گیری جامعه ی مدنی نقشی موثر داشته باشند. از بدو شکل گیری سازمانهای مردم نهاد در نظام حقوقی ایران، این سازمان ها همواره با موانع و محدودیت های عدیده ای مواجه بوده اند. عدم فرهنگ مشارکت سیاسی، وجود قوانین و مقررات محدود کننده، عدم قوانینی در راستای شناسایی این نهادها و همچنین وجود ذهنیت های منفی مقامات و مسئولین اجرایی، قضایی و قانونگذاری نسبت به این تشکل های مردمی، از جمله ی موانع و مشکلات سازمان های مردم نهاد در نظام حقوقی ایران می باشند.  نخستین گامی که قانونگذار در ماده ی 66 قانون آئین دادرسی کیفری، در جهت اعتلای حقوق سازمانهای مردم نهاد برداشته، این است که مقنن در این ماده به صراحت این تشکل های مردمی را در حوزه ی اصل پذیرفته شدن نهادهای مردمی و به عنوان یک سازوکار حقوق بشری مورد شناسایی قرار داده است. این درحالی است که تا پیش از تصویب این قانون، شناسایی سازمان های غیر دولتی به استناد اصل 26 قانون اساسی که احزاب، جمعیت ها و تشکل ها را مورد شناسایی قرار داده است به شکل ضمنی صورت پذیرفته بود.  علاوه بر شناسایی سازمانهای مردم نهاد در ماده ی 66 قانون آئین دادرسی کیفری، قانونگذار حقوقی را در این ماده مورد شناسایی قرار داده که اصلی ترین موضوعات و چالش های حقوق بشری جامعه ی امروز ایران را شکل می دهند. این شناسایی در عرصه قانون گذاری، خودگامی بلند در جهت اعتلای اصول و آرمانهای انسانی است. بدین صورت که سازمانهای مردم نهاد براساس ماده 66 در بسیاری از پرونده هایی همچون حقوق کودک، حقوق زنان، حقوق محیط زیست، بهداشت عمومی، منابع طبیعی، میراث فرهنگی، آلودگی هوا و حتی حقوق شهروندی که مدعی العموم به سادگی توانایی ورود به این گونه پرونده ها را ندارد؛ از این حق برخوردارند که به عنوان شاکی در حوزه ی اساسنامه ی تصویبی خود اعلام جرم کرده و از اشخاص حقیقی، حقوقی و حتی از سازمانها و ارگانهایی که در جهت نقض اهداف و موضوعات بیان شده می باشند به عنوان مشتکی عنه شکایت نموده و در تمام مراحل دادرسی جهت اقامه ی دلیل شرکت و نسبت به آراء قضایی اعتراض کنند. (لازم به تاکید است در تبصره اول این ماده آمده است؛ زمانی که بزه دیده ی خاصی در رابطه با جرم واقع شده، وجود داشته باشد در اینگونه مواقع بایستی از بزه دیده ی خاص و یا ولی یا قیم وی کسب اجازه شود.) در تبصره ی دوم ماده66، قانونگذار با تکلیف به ضابطان و مقامات قضایی درآگاه ساختن بزه دیدگان مبنی برکمکِ سازمانهای مردم نهادی که موضوع اساسنامه ی آنها مرتبط با جرم واقع شده می باشد. این تبصره از ماده ی 66، یکی دیگر از گام های موثری است که در توسعه و ارتقاء حقوق بشر برداشته شده است. بدین معنا که قانونگذار با درک به اهمیت آگاهی رسانی به بزه دیدگان، به نوعی بحث آموزش حقوق بشر را که یکی از اصلی ترین موضوعات حقوق بشری در جوامع توسعه نایافته را در این ماده مطرح ساخته است.  شیوه ی تاسیس، نظارت و انحلال سازمان های مردم نهاد، میزان دخالت و ورود دولت در هریک از این مراحل، می تواند بیانگر میزان استقلال این نهادهای مدنی باشد. تبصره ی سوم در ماده ی66، از نقاط ضعف این ماده می باشد که منجر به نقض استقلال و ایجاد محدودیت و پیچیدگی مضاعف در روند ثبت این سازمان ها در ایران شده است. در این تبصره قانونگذار وزیر دادگستری را مکلف کرده در سه ماهه ی نخست هر سال اسامی سازمانهای مردم نهاد را تهیه کرده و برای تصویب به رئیس قوه ی قضائیه ارجاع دهد. تصویب رئیس قوه قضائیه، یکی از ویژگی های اصلی قانون آئین دادرسی کیفری جدید است که به نوعی باعث فرد محور شدن در برخی از مواد و موضوعات در این قانون شده که پرداختن به آن از این مقال خارج است. اما در کنار تصویب اسامی سازمانهای غیر دولتی توسط رئیس قوه ی قضائیه که خود از اسباب نقض استقلال این نهادها می باشد؛ تاریخ تهیه و تصویب اسامی سازمانهای غیر دولتی یعنی سه ماهه ی نخست هر سال است، خود از جمله موضوعات تامل برانگیز در قانون جدید است. بگونه ای که اگر سازمانی در ماه چهارم سال تشکیل شود برای برخورداری از حقوق خود در ماده ی 66 بایستی یک سال برای تصویب این نهاد مردمی صبر کند. به نظر می رسد قانونگذار می بایست در اصلاحیه نهایی این قانون بجای سه ماهه ی نخست هر سال، به سه ماه در طول سال استفاده می کرد تا این نقص برطرف می شد. سرانجام در تبصره چهارم که در اصلاحیه ی نهایی به ماده66 اضافه شد، استثنایی بر این ماده وارد کرد. این تبصره منوط به اجرای اصل 165 قانون اساسی و منوط به اجرای ماده 102 قانون آئین دادرسی کیفری می باشد. اصل 165 قانون اساسی بر علنی بودن محاکمات تاکید شده است. جز در مواقعی که به تشخیص دادگاه جرم بر خلاف منافی عفت عمومی باشد، می توان غیر علنی بر گزار کرد. علاوه بر این قانونگذار در ماده ی 102 انجام هرگونه تعقیب و تحقیق در جرائم منافی عفت را ممنوع دانسته است. و پرسش از هیچ فردی در این خصوص مجاز ندانسته مگر در مواردی که جرم در مرئی و منظر عام واقع شده و یا دارای شاکی یا به عنف یا سازمان یافته باشد. در این صورت، تعقیب و تحقیق فقط در محدوده ی شکایت و یا اوضاع و احوال مشهود توسط مقام قضایی صورت می گیرد. با توجه به اصل 165 قانون اساسی و ماده ی 102 قانون آئین دادرسی کیفری و تبصره چهارم ماده ی 66 این قانون، اینگونه بایستی نتیجه گرفت که سازمان های مردم نهاد در جرائم منافی عفت صرفاً از حق اعلام جرم برخورداند. این سازمانها بایستی دلایل خود را به مراجع قضایی ارائه دهند و نیز از حق شرکت در جلسات دادگاه برخوردار نیستند. علاوه بر این، محاکمات در این جرائم بایستی بصورت غیر علنی و صرفاً در صورت ارتکاب در مرئی و منظر عام و یا دارای شاکی و یا به عنف یا سازمان یافته بودن تحت تعقیب توسط مقام قضایی قرار می گیرند.  نتیجه گیری: در نهایت بایستی گفت؛ تصویب قانون جدید آئین دادرسی کیفری و به طور خاص ماده ی 66 این قانون یکی از نقاط قوتی است که قانونگذار با آگاهی از نقش و جایگاه سازمان های مردم نهاد در یک جامعه ی مدنی آن را مورد شناسایی قرار داده که خود گامی اساسی در جهت اعتلای حقوق بشر محسوب می شود. بدین دلیل که امروزه بهبودکارایی در سازوکارهای مربوط به حقوق بشر وابسته به مشارکت سازمانهای غیر دولتی است، چراکه نبود ابتکار عمل یا اقدامات مستقیم و غیر مستقیم این سازمانها در بسیاری از مواقع به عنوان موارد نقض حقوق بشر در دستور کار نهادهای بین المللی قرار می گرفتند. خوشبختانه با تصویب قانون آئین دادرسی کیفری جدید و نیز گنجانده شدن موضوع سازمانهای مردم نهاد در ماده ی66 این قانون، گامی ناقص اما بلند در راستای توسعه ی جامعه ی مدنی و حمایت از مطالبات قانونی مردم برداشته شده است.

 

منابع:  قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1392 استقلال سازمانهای غیر دولتی در نظام حقوق ایران، فرانسه و سوئیس، مسعود راعی و فرامرز عطریان درآمدي بر مشاركت مردمي و سازمانهاي غير دولتي، محمدرضا سعیدی

 

نظر سنجی

کاربران گرامی ضمن ابراز تشکر از بازدید شما خواهشمند است با شرکت کردن در نظر سنجی ما را در بهبود اهدافمان یاری بفرمائید

باتشکر

باشگاه پیشکسوتان

یکی از خدمات سازنده و موثر انجمن پیشگامان پاک آسیا (جامعه پاک) راه اندازی و مدیریت باشگاه پیشکسوتان میباشد .

پیام ما

ردپاي اعتياد را در برزخ (من كيستم ) جستجو كنيم

از آن زمانيكه خودم را بياد مي آورم ، هميشه پدر ومادرم ، معلم ، استاد ،كارفرما و اكثريت بزرگترها و هر كدام با شيوه و رفتار خاص خودشان سعي داشتند من كسي بشوم . در اين خصوص , هزينه ها , مشكلات ، حسرت ها ، تحقیر ها و ترس هاي زيادي هم متحمل شدم . بعلاوه و بكرات نيز  تجربه كرده بودم، چنانچه در مقابل خواست و اراده آ نهايي كه سعي داشتند من كسي بشوم، مقاومت جدي از خودم نشان مي دادم ، مشكلات عديده اي چون تنبيه ، محروميت ، تكذيب ، طرد و غيره بر من تحميل مي شد .

واقعيت اين بود ، من احساس مي كردم مجبورم كسي بشوم. كسي بهتر ، برجسته تر، و ايده آل تر از اينكه هستم .ترازوي تشخيص هم مقايسه بود ، مقايسه با كسي بهتر، كسي برجسته تر و كسي ايده آل تر. هميشه اين سوال در ذهنم نقش مي بست و هيچگاه جوابي قانع كننده برايش پيدا نمي كردم . چرا من بايد آن كسي بشوم كه ديگران دوست دارند . چرا من بايد كامل تر ، شجاع تر ، فهيم تر و متشخص تر از اينكه هستم ، بشوم .تصور ميكردم هميشه به ديگران و جامعه يك شخصيت كامل و بي عيب و نقص بدهكار هستم .

احساس ميكردم هميشه يك هويت موقتي دارم كه  هرآن مجبورم تغيير كنم و كس ديگري بشوم. هميشه در روياهايم در جستجوي مكاني، محيطي و اجتماعي بودم تا مرا بخاطر آنچه كه هستم  بپذيرند ، تا بتوانم احساس امنيت و ابراز وجود كنم. نمي دانم كسي حرف مرا مي شنيد يا خير . آري ، پدر، مادر، معلم ، استاد وهمه آنانی كه مي خواهيد جهان و ديگران را مطابق آمال و آرزوها و عقاید و باورهای خودتان تغيير دهيد؛ باور كنيد، من هستم ، من مي خواهم باشم و من بايد باشم ، عاقبت به جايي رسيدم كه مجبور شدم به هر طريق ممکن کسی باشم و ابراز وجود كنم . آي مردم ، من دیگركسي هستم و می خواهم ابراز وجود كنم . من با شما تفاوت دارم ، پس كسي هستم . من شما را قبول ندارم ، پس كسي هستم . من با مدل هاي روز زندگی مي كنم ،پس كسي هستم . سيگار مي كشم ، پس كسي هستم. عرف ستيزي مي كنم ، پس كسي هستم .خلاف مي كنم ، پس كسي هستم. اما كسي شدم ، متفاوت از آنچه بودم و آنچه مي خواستم بشوم و آنچه ديگران مي خواستند بشوم.

هيچ معتادي هنگام اولين بار مصرف موادمخدر، قصد معتاد شدن را نداشته است . معمولاً، هر معتادي هنگام مصرف مواد تصورش اين بوده است كه، من معتاد نخواهم شد  . من تصمیم ندارم هر روز مواد مصرف كنم. من فقط گاهي اوقات می خواهم مصرف كنم .برخي مي گويند من معتاد نمي شوم ، چون مي دانم چگونه بايد رفتار كنم تا معتاد نشوم .

بسياري از مردم به اشتباه فكر مي كنند كه، اعتياد به مقدار ، مدت ، دفعات مصرف ، نوع ماده مخدر و الگوي مصرف آنها بستگي دارد . اگر چه اينها عوامل مهمي هستند ، اما اعتياد را مي توان نوعي بيماري پيش رونده و مزمن دانست كه ، زمينه هاي اصلي بروز اين بيماري را  حالت خاصي به نام هم وابستگي بوجود مي آورد . اين حالت با علائمي چون وابستگي به كسي يا محيطي  به يك رفتار يا ايده و يا ماده، اعم از مخدر و يا غير مخدر قابل تشخيص و شناسايي است  . افراد هم وابسته هميشه سعي مي كند با وابستگي و چسبندگي به غير از خود، احساس ارزش ، تعلق و رضايت مندي را در خود به وجود آورند . اين افراد به مرور زمان گرفتار شيوة خاصي از زندگي مي شوند كه درآن وابستگي به چيزي خارج از وجود خودشان تعيين كنندة هويت و تأييديه موجوديتشان است . گرچه فرد معتاد 30 ساله است ، ولي از نظر كاكردهاي عاطفی همانند نوجواني 10 ساله به نظر مي رسد زيرا، اكثريت معتادان قبل از اينكه كودكي را تجربه نمايند  مجبور شده اند نقش يك بزرگسال را ايفا كنند. چرا كه جامعه و خانواده فرصت خود بودن ، خود شکوفایی و خود باوري را به او نداده اند و او نيز در قلعه وابستگي كودكانه باقي مانده و نسبت به دنياي بيرون از خود و نا شناخته ها احساس ترس ، خود كم بيني و عدم قدرت براي ابراز وجود مي كند .طبيعتاً براي رهايي از اين حصار تنگ وابستگی کودکانه و رويارويي با واقعيت هاي دنياي پيرامون خود ، شخص نياز به نيروي كمكي براي احساس قدرت و ابراز وجود و تعامل با محيط دارد و در نهايت مجبور مي شود به چيزي متكي و وابسته شود . من هم به عنوان يك فرد معتاد، درد تنهائي ، فقر ،ناتواني ، ظلمت ،  تاريكي و بدبختي هاي اعتياد را سال هاي دراز  تجربه كرده ام و آنچه را كه به ذهنم خطور مي كرد و به فكرم مي رسيد، براي كنترل یا قطع مصرف و رهائي از آن انجام مي دادم . ليكن ، هميشه چاره انديشي هايم چند روزي يا چند هفته اي بيشتر دوام نمي يافت ، معمولا سعي مي كردم ماده مصرفيم را عوض كنم ، چون فكر  مي كردم ، مشكل من فقط مصرف مواد بخصوصي است ، حتي تلاش مي كردم مصرفم را محدود به اوقات خاص يا مكان هاي به خصوص نمايم . اما اين راهكارها نيز غالبا چند روز يا چند هفته اي  بيشتر دوام نداشت . در بعضي از مراحل زندگي  چنان دچار آشفتگي و سردرگمي مي شدم  كه، قسم مي خوردم و عهد مي بستم كه ، ديگر هيچگونه ماده مخدري مصرف نكنم . براي اين كار اغلب دست به دامان دكتر، دارو، عطاری و غیره مي شدم ، ليكن اين تدبيرها نيز چند هفته يا چند ماه بيشتر كارساز نبود . گاهي  تصميم  مي گرفتم با شيوه هاي خاصي زندگي كنم، شايد از اين طريق بتوانم خودم را از بند اعتياد رها كنم . اما اين راهكار ها نيز چند ماهي بيشتر اثر نداشت .

صادقانه بگويم ، نمي توانستم در مقابل فكر و وسوسة مواد مخدر، مقاومتي جدي ، پايدار و مستمر داشته باشم . هميشه در موقعيت هاي بخصوصي و در شرايط خاصي ، با انديشه و باور اينكه ، اين دفعه قادر خواهم بود همين يك بار را مصرف كنم ، باز هم به دور تسلسل تجربيات تلخ گذشته غوطه ور مي شدم . بالاخره كارم به انزوا ، تنهايي و خانه بدوشي رسيد ، ديگر هيچگونه لذتي از مصرف مواد حاصلم نمي شد . نشئگي برايم معنايي نداشت . فقط جنبه اجبار به مصرف و نياز به مصرف بيشتر امري اجتناب ناپذير براي زنده ماندنم  شده بود .

در حقیقت ديگر زندگي نمي كردم و تنها زنده بودم و شايد هم اداي زنده ها را در مي آوردم و هرگز قادر نبودم خودم را از اين مهلكه نجات دهم . تمام شواهد زندگي ام تأييد كننده اين نكته بود، من نه تنها در مدیدیت مصرف و کنترل آن دچار مشكل شده بودم ، بلكه ، در مقابل مسايل و مشكلات زندگي نيز خيلي كم طاقت و  زود رنج شده بودم و قادر به تصميم گيري و عكس العمل هاي منطقي و عقلانی در مقابل واقعيت هاي زندگي نبودم .  خيلي زود عصباني مي شدم ، گويي نشاط ،  شادي و احساس رضايت را اصلاً تجربه نكرده ام و با اين حالات خوب انساني آشنائي ندارم ، شديدا دچار احساس نفرت از خودم و ديگران شده بودم . علي رغم ميل باطني ام دست به اعمال و رفتارهايي مي زدم كه،  مرا دچار احساس گناه و سرزنش از خودم مي كرد . هميشه از نگاه ديگران وحشت داشتم . آنچه را كه هيچ وقت به ذهنم خطور نمي كرد ، كه من هم زماني مرتكب اعمال و رفتارهای  زشت و ناپسند شوم ، در نهايت و بر اساس نياز  اجباري به مصرف مواد مخدر و علي رغم ميل باطنيم ، مجبور به انجامش مي شدم و از اين بابت شديدا دچار احساس شرم و گناه مي شدم . در كليت وجودم چنان بي ثبات و دچار اختلال و آشفتگي شده بودم، كه ديگر نه تنها به ديگران ، بلكه به خودم نيزدروغ مي گفتم و با تحريف واقعيت ها سعي بر حفظ تعادل روحي ، عاطفي و رواني مي كردم و اعتیادم را به هزار گونه توجيه و خودم را تبرئه مي نمودم . با پاي خودم  به مراكز درمان اجباری و حتی زندان رفته و عاجزانه تقاضاي ماندن در آنجا را می کردم . همان مكان هايي كه يك روز با شنيدن نام آنها احساس ترس و وحشت ميكردم . حالا اين عمل برايم شيوه اي جهت نجات از آن وضعيت آشوبناك و مهلك شده بود. بالاخره زندان تبديل به بيمارستان و تيمارستان شد ، چند بار هم سايه سنگين مرگ را بر بالين خود احساس كردم . ليكن ، باز هم مصرف مي كردم . همة زندگي ، حصار امنيتي و حريم شخصيتي من ، با مواد و كلمه معتاد تعريف مي شد و بدون اينها هويتي نداشتم . ليكن باز هم مصرف مي كردم . اگر باور و اعتقاد به روز جزا و ترس از عقوبت و كيفر را نداشتم ، چقدر زيبا بود برايم مرگ و آسوده خفتن بدون نياز به مصرف موادمخدر ، تنها فريادم درسرداب هستي هميشه اين مرثيه بود : خدايا ! چرا توانايي رها شدن از اين مهلكه را ندارم ، مگر انسان فطرتاً گرايش به شرايط بهتر ، رفاه و آرامش را ندارد . خدايا ! اگر انگيزه بقاء در وجودم مرده است ، پس چرا از مرگ ترس دارم ؟

خدايا ! چرا حق انتخاب براي خوب زندگي كردن و خوب زيستن را از دست داده ام .

خدايا ! اراده ام سلب شده و توانمندي هايم از دست رفته است.

خدايا ! اگر غريزه لذت جويي در من طغيان كرده ، اين بهاي سنگين كه پرداخت مي كنم ، واقعيتي جز درد ، ذلت و اندوه ندارد .

خدايا ! مي خواهم زنده باشم و در كنار ديگران موجوديت و هويت انساني داشته باشم ، چه دوراني دردناك و كشنده ! در عجز و ناتواني، همسفر با سياهي شب هاي نا اميدي ، دعا کردم ، ناله كردم و فرياد كشيدم ، ليك با طلوع آفتاب باز هم مصرف مي كردم .

 خدايا، اگر واقعيت ها بيانگر آن است ، كه من در جدال و نبرد با ديو پليد اعتياد قدرت رویارویی و پیروزی ندارم ، پس در اين لحظة اندوهناك كه درد تنهائي و ترس همة وجودم را فرا گرفته است، صدایم را از قعر چاه ظلمت بشنو .

اي خدايي كه يوسف را از چاه ظلمت به عزيزي رساندي .

اي خدايي كه يونس را در دل ماهي به ساحل نجات رساندي . ديگر جسم رنجور و نحيفم طاقت اين بار سنگين را ندارد . تير هاي
زهرآگين نگاه هاي مردم قلبم را دريده ، در اين واپسين نفس هايم كوله بار سنگيني را كه با خود حمل مي كنم،  از دوشم برگير ، رهايم كن و آخرين زمزمه هايم را گوش فرا ده .

 خدايا، من ديگر قادر به ادامه اين وضعيت اسفبار نيستم . خدايا  سرمايه هاي وجوديم ابزاري است كه تو براي آدم بودن عطايم كردي . جسم ، روح ، اراده ، تفكر ، احساسات ، بينش ، عواطف و جهان بيني ام در دام نيرويي ويرانگر و مخرب اسير شده اند .

خدايا ، ترس در همه وجودم ريشه دوانده و براي مقابله و ستيز با اين وضعيت دردناك و كشنده ، تنها ابزاري كه برايم باقي مانده ، نيروي سركش و طغيانگري است كه ته مانده هاي وجودم را نيز ميدان تاخت و تاز خود قرار داده  و آخرين تار و پودم را از جهان واقعيات جدا مي كند و من در جدال با اين نيروي مخرب و کشنده عاجز و درمانده ام


هيچگاه به تبليغات سوء قاچاقچيان در خصوص مواد روانگردان مبني بر اينكه اعتياد اور نيستند، شادي آورند و حافظه را تقويت ميكنند توجه نكنيد.
• نوجوان عزيز: مصرف موادمخدر و روانگردانها را حتي يكبار هم تجربه نكن !
• آيا ميدانيد: آسيبهاي مغزي ناشي از مصرف مواد صنعتي و شيميايي همچون شيشـه جبـرانناپـذير است؟
• والدين گرامي: درباره اعتياد و خطرهاي آن آموزشهاي لازم را كسب آنگـاه صـريح و بـي پـرده بـا نوجوان خود متناسب با سن تقويمي، شخصيتي و عقلي او حرف بزنيد.
• اعتياد پشت در خانه ماست، فرزند ما نيز در معرض خطر است. در اين باره بيشتر فكر كنيد.
• گفته يك معتاد: اصلاً فكر نمي كردم با يكبار مصرف مواد به وضعيت نابسامان شخصـيتي،اجتماعي و
اقتصادي برسم.
• موادمخدر و روانگردانها با نامهاي مختلف و در اماكن متفاوت به اشخاص عرضه ميشـود. هوشـيار باشيم!
• والدين گرامي: تا اين لحظه براي پيشگيري از اعتياد فرزندان خود چه برنامههايي را انجام دادهايد؟
• به خاطر بسپاريم : مصرف نكردن مواد بسيار آسانتر از ترك آن است.
• والدين گرامي: بسياري از نوجوانان اعتياد را در منزل دوستانشان آغاز نمودهانـد. آيـا فكـر كـردهايـد.
فرزند شما اكنون كجاست؟ چهكار ميكند و با چه كسي است؟
• اغلب معتادان مواد را نخستين بار در جمع دوستان مصرف كردهاند؟ دوستان فرزندانتان را بشناسيد.

 


 

یک روانشناس با بیان اینکه باید از اعتیاد علیه اعتیاد استفاده کنیم، گفت: این شیوه بهترین راهکار برای رویکرد اجتماعی کردن مبارزه با مواد مخدر است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پیشگیری نوین از خبرگزاری شبستان، سیدجلال یونسی با اشاره به رویکرد اجتماعی کردن مبارزه با مواد مخدر، اظهار کرد: بهترین راهکار تحقیقی است که ما در سال 2004 میلادی انجام دادیم. این تحقیق از این قرار بود که ما از خود معتادان برای آگاهی بخشی به جامعه و جوانان استفاده کردیم یعنی تحقیقی تحت عنوان اعتیاد علیه اعتیاد بود.

 

وی افزود: شیوه تحقیق ما به این صورت بود که ما از افراد معتاد و خانواده های آنها درخواست کردیم که برای آگاهی دانش آموزان از تبعات مواد مخدر به مدارس بروند و در مورد این مسائل با آنها صحبت کنند و دانش آموزان نیز از آنها سوال می کردند.

 

یونسی با بیان اینکه برای آگاهی بخشی به جامعه باید از معتادان و خانواده های آنها استفاده کرد، تصریح کرد: ما باید از اعتیاد علیه اعتیاد استفاده کنیم نه از عوامل خارجی اعتیاد و شیوه های سنتی آن، چون تجربه نشان داده است شیوه های سنتی کارساز نیستند.

 

وی با بیان اینکه ما برای نخستین بار این روش را در کشور اجرا کردیم ولی متاسفانه به دلیل مشکل بودجه شهرداری تورنتو کانادا دو ماه جلوتر از ما آن را اجرا کرد، افزود: به این دلیل کار اجرایی ما به تأخیر افتاد و بعد متوجه شدیم آن دیدی که ما نسبت به حل معضل اعتیاد در جامعه داشتیم، آنها نیز همین نظر را داشتند. بنابراین استفاده از اعتیاد علیه اعتیاد مهمترین راه مبارزه با مواد مخدر در جامعه است.

 

این روانشناس خاطر نشان کرد: تحقیقی که با این روش بر روی بیش از هزار دانش آموز انجام دادیم، جواب بسیار خوبی داد و تأثیر مثبتی بر نگرش منفی آنها به اعتیاد گذاشته بود.

 

وی با اشاره به اینکه روش اعتیاد علیه اعتیاد باید در صدا و سیما، مدارس، فرهنگسراها و حتی مساجد بکارگیری شود، اظهار کرد: به اعتقاد بنده این روش موفق ترین شیوه در راستای مبارزه با مواد مخدر در جامعه است.

 

یونسی در پاسخ به این سوال که چرا با وجود این همه اقدامات در راستای آگاهی بخشی به جامعه باز هم استفاده از مواد مخدر در کشور بالاست، تصریح کرد: ما باید این موضوع را مدنظر داشته باشیم که کشور ما محل ترانزیت و ترافیک مواد مخدر به کشورها است و ما بزرگترین مرز را با کشور افغانستان داریم که بزرگترین تولیدکننده مواد مخدر در جهان است، این امر یکی از دلایل مهم است.

 

وی با بیان اینکه افغانستان بزرگترین تولیدکننده مواد مخدر در جهان است ولی کمترین معتاد را دارد، تصریح کرد: ایران قربانی نرفتن مواد مخدر از کشورمان به کشورهای اروپایی است. به همین دلیل بیشترین مواد مخدر وارد کشور ما می شود و میزان اندکی از آن به کشورهای اروپایی صادر می شود.

 

یونسی بر لزوم آگاهی بخشی به جامعه تأکید کرد و افزود: آموزش و پرورش باید دانش آموزانی را که از نظر شخصیتی به دنبال حساسیت و هیجان خواهی بالایی هستند را شناسایی و قبل از اینکه به سراغ مواد مخدر بروند، آگاهی دهد.

 

 


مجوز استفاده از قالب مذهبی یاسین براي اين دامنه داده نشده , برای دریافت مجوز قالب بر روی لینک ، ( درخواست مجوز ) کلیک کنید